جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

374

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

براى نگهبانى جاده در آنجا مستقر بودند . از ميان معابر پيچان متشابهى ما از مبدأ عباس‌آباد تا هزار پا بالا آمديم و سرانجام به كاروانسراى بسيار ممتاز مياندشت وارد شديم « 1 » كه ديوارهاى بلند جنگى و برج‌هاى نيك آماده‌اش مثل قلعهء بزرگى مىنمود و از چندين ميل فاصله ديده مىشد . اين نقطه مركز مراحل ترس و ترور بود كه چون نيمى از آفات و خطر مىگذشت زوار گرد هم جمع مىشدند و با يكديگر تبريك مبادله و راجع به مزيد هشيارى صحبت مىكردند . كاروانسراى شاه عباس نيز در آن نقطه هست كه نامش را در بالاى دروازه نوشته‌اند ، ولى كاروانسراى قلعه نماى بزرگ ديگر بناى تازه آجرى و سنگى است كه ديوارهائى با ارتفاع بيست پا و حياطى هم دارد كه چاپارخانه در آنجاست و آن دو را به هم مربوط مىسازد و آب از سه انبار بزرگ كه با پله‌هائى سخت عمودى به آن مىرسند فراهم مىشود . دهانهء زيدر - بعد از مياندشت محلى است كه سابقا خطرناك‌ترين مرحلهء اين راه بود . جادهء پيچان از داخل و خارج گردنه‌هائى كه بين تپه‌هاى مدور واقع شده است عبور مىكند كه در هر پيچ حفرهء پنهانى ديگرى است و در هر ارتفاع آن احتمال كمينگاه است . تپه‌ها خشك و خالى و پرسنگ و خار است كه دسته‌هاى كبك دوتا دوتا يا دسته‌هاى پنج يا شش تا فراوان و بقدرى هم اهلى مىنمودند كه تا كنارهء جاده در ده دوازده ياردى ما مىخراميدند « 2 » آنجا نقطهء سرشناس خاص دهانهء زيدر نام دارد كه از كاريز آن تركمنها براى تاخت‌وتاز فروميريختند و در دهانهء آن قلعهء زيدر كه فعلا خراب است واقع بوده و پنجاه نفر سرباز نگهبان داشته بعد از خروج از منطقهء تپه‌ها دو قله كه در بالاى ميامى پهلوى هم واقع است در جلو ما ديده مىشود « 3 » پس از دور زدن دامنهء شمالى آن به دهى به همين

--> ( 1 ) - كانولى آن را ميرغون دشت و فن ميروپ به صحت مقرون‌تر تقريبا يك سال قبل از آنها ميمون دشت نوشته است . ( 2 ) - اين‌ها كبكهاى پاسرخ معمولى بودند . در ايران كبك درى نيز هست كه كبك شاهى يا كبك دره و دراج و كبك سياه هندى و تيهو يا كبك شن كه فريزر نوشته بود مثل جن مىدوند و جيروفتى و كبك چيل يا خاكى و باخرى قرا يا باقرقيره . ( 3 ) - فريزر در سال 1834 از اين كوه بالا رفته و بر بالاترين قلهء آن دو برج قديمى مخروب ديده بود .